سیراب


به کسی عشق بورز که لایق عشق تو باشد نه تشنه عشق ...

چون تشنه عشق روزی سیراب می شود.

ویکتور هوگو


حضور قلب در نماز

سوال: جهت به دست آوردن حضور قلب در نماز چه راه هایی را باید طی کنیم؟

پاسخ: براى حضور قلب در نماز، باید از راه‏هاى زیر استفاده کنید:
1 - دقت در انجام مقدمات نماز، مانند وضوى با معنویت و انجام مستحباتى چون اذان، اقامه و... .
شخصى از پیامبر صلى‏الله‏علیه‏وآله درخواست کرد که راهى به او بنمایاند تا حضور قلب بیشترى در نماز پیدا کند و حضرت او را به شاداب گرفتن وضو فرمان داد. بنابراین، وضوى شاداب و با آداب کامل، براى حضور قلب انسان در نماز مؤثر است.

2- گزینش مکان مناسب براى نماز و دورى از جاهاى شلوغ و پر سر و صدا و پرهیز از هر چیزى که موجب انحراف توجه از خداوند شود.

3- گزینش وقت مناسب و در صورت امکان، خواندن نماز در اول وقت.

4- نماز خواندن در مسجد و باجماعت (به ویژه در جماعاتى که بعد معنوى بیشترى دارند)

5- خواندن نماز با طمأنینه و دقت در مفاهیم و معانى آن.

6- نگاه به مهر، در حال قیام، نگاه به پایین پا، در رکوع و نگاه به دامن خود در هنگام تشهد.

7- تخلیه دل از حب دنیا و امور دنیوى و آن را مالامال از عشق خدا ساختن؛ زیرا ذهن انسان همواره متوجه چیزى است که به آن عشق مى‏ورزد؛ همانند عاشقى که آنى از فکر معشوق خود بیرون نمى‏رود. این که ما در نمازهایمان همواره به فکر مسائل دیگر هستیم، به خاطر تعلق شدید نفس به دنیا و حب آن است؛ اما آن که عاشق حق شد، در هر حال و در هر کارى، به یاد خدا خواهد بود؛ به طورى که گویى همیشه در نماز است.

8- توجه به این که مبدأ و منتهاى انسان، خداوند است و آن چه در این بین است، براى امتحان آدمى و ابزارى در جهت رشد و کمال اوست.

9- ضبط قوه خیال؛ پرنده لجام گسیخته خیال، چکاوکى است که هر آن بر شاخسارى مى‏نشیند. ازاین‏رو، همیشه افکار انسان به این طرف و آن طرف متوجه است و قرار و آرام ندارد؛ اما اگر آدمى با دقت و هوشیارى در کنترل آن بکوشد، پس از چند صباحى، رام و مطیع شده، به هر سو که اراده کند، متوجه مى‏گردد. بنابراین، انسان باید در نماز، از اول با قاطعیت بنا را بر این بگذارد که تمام توجه خود را به سوى پروردگار معطوف دارد و هر گاه پرنده خیال از چنگ او گریخت، بى‏درنگ آن را به همان جهت برگرداند. اگر چندین مرتبه و در ایام متوالى، چنین کند، کم‏کم ذهنش عادت خواهد کرد.

10- توجه به عظمت و هیبت پروردگار و نیاز خود.
اگر آدمى بداند با چه وجود بزرگى روبه‏رو است که خود در مقابل او هیچ، بلکه عین احتیاج و نیاز است، با تمام وجود خاضع خواهد گردید.
یکى از اولیاى خدا در توصیه‏اى در این باره چنین مى‏گوید:
در مرحله اول، مدتى قبل از شروع نماز، حداقل 15 دقیقه به حساب‏رسى و تخلیه درون بپردازید و به صورت ارادى، عوامل پریشانى خاطر را تعدیل بخشید؛ مثلاً اگر کار ناشایستى (مثل فریاد زدن بیهوده) انجام داده‏اید، از کرده خود اظهار ندامت کنید؛ منظور این است که آن چه در باطن شما رسوب کرده و با نماز برانگیخته مى‏شود، با اختیار خود شما، مورد ارزش‏یابى و حساب‏رسى قرار گیرد و براى موارد مشابه، تصمیم بگیرید که رفتار خود را کنترل کنید؛ پس منظور از این مرحله، این است که خود را براى نماز مهیا سازید.
در مرحله دوّم، همان طور که در ابتداى سخن، ذکر شد، شرایط را فراهم کنید و در طول مدت نماز، ابتدا همان اذکار نماز را در درون حاضر کنید و بعد الفاظ را ادا کنید. امام خمینى(ره) این عمل را این گونه تشبیه مى‏کند: نمازگزار [باید] اذکار نماز را به درون خود تلقین کند؛ مثل این که طفلى در درون او هست و اذکار را به او عرضه مى‏کند.

11- تفکر در مرگ و قبر و قیامت و مطالعه ی کتب در این زمینه مانند: منازل الآخرة/ محدث قمی و معاد و سرای دیگر / شهید دستغیب

براى مطالعه بیشتر به کتاب‏هاى زیر مراجعه کنید:
1. حضور قلب در نماز، على‏اصغر عزیزى تهرانى‏.
2. حضور قلب در نماز، محمد بدیعى‏.
3. اسرار نماز، محسن قرائتى.
4. علل و درمان حواس‏پرتى در نماز، على‏اصغر عزیزى تهرانى.
5. صلوة الخاشعین شهید دستغیب .

مرکز مشاوره تبیان



ویران


ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘــﺎ ﮔﺮ ﺑﺸﮑﻨﺪ ﺑﺎ ﻧﺴﺨﻪ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ
ﭼﺸﻢ ﮔﺮﻳﺎﻥ ﻫﻢ ﺩﻣﻲ ﺑﺎ ﺑﻮﺳﻪ ﺧﻨﺪﺍﻥ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ
ﺳﻴــﻞ ﺑــﺎﺭﺍﻥ ﮔــــﺮ ﺑﺒــــﺎﺭﺩ ﺍﺯ ﻧﺴﻴـــــﻢ ﺻﻮﺭﺗﻲ
ﻏــﻢ ﻣﺨـــﻮﺭ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﺍﻱ ﺍﺯ ﺩﻳﺪﻩ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ
ﻣﺨﺘﺼــــﺮ ﮔــﻮﻳﻢ ﺍﮔـــﺮ ﻭﻳــﺮﺍﻥ ﺷـﻮﺩ ﮐﺎﺷﺎﻧﻪ ﺍﻱ
ﺟــﺎﻱ ﻫــﺮ ﻭﻳــﺮﺍﻧﻪ ﺍﻱ ﮐﺎﺧــﻲ ﻧﻤﺎﻳـﺎﻥ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ
ﻳــﺎ ﮐـﻪ ﺁﻳـﺪ ﺳــﻮﺯ ﻏـــﻢ ﺗــﺎ ﺑﺸﮑﻨﺪ ﺧـُﻢ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ
ﮔـــﺮ ﮐـﻪ ﺑـﺎﺷﺪ ﻫﻤﺘﻲ ﻣﻴﺨــﺎﻧﻪ ﺑﻨﻴﺎﻥ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ
ﭼـﻮﻥ ﻣـﺮﻳﺪﻱ ﻣﻲ ﮐﺸﺪ ﺭﻧــﺞ ﺭﻳــﺎﺿﺖ ﺳـﺎﻝ ﻫﺎ
ﻋـﺎﻗﺒﺖ ﺑــﺎ ﭘﻴــﺮ ﺧﻮﺩ ﻫﻢ ﺳﻮﻱ ﺭﻧﺪﺍﻥ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ
ﺍﻱ ﺧــﺪﺍ ﻫــﺮﮔﺰ ﻧﺒﻴﻨـــﻢ ﺑﺸــﮑﻨﺪ ﻗﻠـــﺐ ﮐﺴﻲ
ﺩﻝ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺑﺎﻃﻨﺶ ﺍﺯ ﺭﻳﺸـﻪ ﻭﻳـــﺮﺍﻥ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ...!

روزه

کاش کسی برایمان گفته بود
که پراندن گنجشک روزه را باطل میکند
و ترساندن گربه ای
و له کردن گل های روییده لای علف های سبز
و چیدن یک یاس به بهانه بوی خوش
و نامیدن سگی به نجس
کاش کسی برایمان گفته بود
وقتی روزه ای باید حواست به گنجشک ها باشد
که نپرانی شان
و به گربه ها
که با هیبت گام هایت نترسانی شان
و به گل های کوچک روییده در تنگناها
که له نکنی شان
و به یاس ها
که گلوی حیاتشان را نچینی
و به سگ های بی پناه
که اصالتشان را با واژه ای لکه دار نکنی
...
کاش کسی برایمان از مبطلات روزه گفته بود
رساندن غبار غم به قلب دیگری
چشاندن شوری اشک به لب های دیگری
قی کردن اشتباه سال های خود به روی دیگری
و فرو کردن وجدان تن پرور در آب بی تفاوتی
و باقی ماندن بر جنایت سنگین بی مسئولیتی
تا اذان صبح
کاش کسی برایمان گفته بود
نخوردن و نیاشامیدن ؛ روزه نیست؛

“قشاع”

عاشق” را که برعکس کنی می شود
 “قشاع” 
دهخدا را می شناسی؟ 
لغت نامه اش را که باز کردم نوشته بود:
 قشاع: 
دردی که ادم را از درمان مایوس میکند...